|
من تصمیم گرفتم که بچه ی خوبی باشم و آپ کنم اما این قالب خیلی ضایعه اگه از بارسا قالب دیدین بهم بگین
سلام به همه! خوبین؟ من اصلا حال و حوصله ی آپ ندارم و تا تابستون تعطیلم! به امید قهرمانی بارسا
شيش تايي ها،شيش تايي ها،شيش تايي ها! گفتن اين جمله هم واسم لذتي نداره، گيجم؛ خيلي هم گيجم، زندگيم مزخرف شده، احساس خيلي بدي دارم، نميدونم چرا به قول گارفيلد زندگيم ديگه لذتي نداره،من لازانيا ميخورم، تلويزيون نگاه ميكنم و بعد هم ميخوابم، منم بايد بگم صبح ميرم مدرسه، بعد از ظهر تكاليفمو انجام ميدم و شبم ميخوابم! اين كامپيوتر لعنتيمم كه قاطي كرده، خفن؛ مثل خودم. سيمز بازي كردن هم ديگه حال نميده. كلافم به خدا، از همين امروز صبح اين جوري شدم، شنبه به زور خودمو واسه بازي بارسا نگه داشتم، داشتم از خواب ميمردم و واسه همين غير از پنج-شيش تا صحنه از بازي، چيز ديگه اي يادم نمياد. بهتره اين حس اعصاب خورد كن رو بذارم كنار و درباره ي بازي كه به طور مبهم بعضي چيزاش يادم مونده،حرف بزنم. اول اينكه مرده شور شبكه سه رو ببرن كه بازي بارسا رو از دقيقه ي 25 نشون داد، خيلي اين كارشون اعصاب خورد كني بود؛ بازي به اون مهمي رو از وسطاش ميذارن و بازي اينتر رو با اون تيم درب و داغون رو نشون ميدن، مرده شور هر چي اينتره با شبكه سه ببرن، مرده شور اون داوررم ببرن كه پنج دقيقه وقت تلف شده گرفت! ما واقعا تركونده بوديم، چهار تا گل تو بيست و پنج دقيقه؟ باورنكردنيه و وقتي يه چيزي باور نكردني تر ميشه كه فقط شنيده باشي و اونو نديده باشي، اما باور ميكردم يا نميكردم ما 4-1 جلو بوديم، گفتم بابا دو و دقيقه گل نزنيد تا اين شبكه سه ي مزخرف بازيو نشون بده و گلاتونو واسه چند دقيقه ي ديگه نگه داريد، ميترسم همه ي گلاتونو الان بزنين و چيزي واسه ي اون موقع نداشته باشين. بلاخره بازي ليگ ايتاليا تموم شد و نوبت بود كه صاف شم، چشمامو باز كنم و هر چي دستممه زمين بزارم، چون وقت بازي بود، زمان خداحافظي با همه چيز تا آخر بازي. گل اول رو ماركز زده بود، مرسي رافا! مدل موي جديد مبارك! گل دوم پنالتي بود يا چهارمي؟ فكر كنم... نميدونم اما از روي حركت ليو بود، توپو انداخت واسه سام تا اون پنالت رو بزنه! سامي توپو از دست نداد و بارسا دو گله شده بود كه يه ضربه ايستگاهي به دست اومد و ليو هنوز يه سوته نشده بود كه ضربه رو زد و رفت كنج دروازه، ماكسي رودريگز يه گل زد، 3-1 واسه بارسا. گل چهارم هم مال سامي بود. گل كاشتي، سامي! اينيستا با موهاي كوتاه شده اش يه حركت عالي انجام داد اما توپ خورد به تير دروازه ولي اشكالي نداره چون گودي اونجا بود تا توپ رو ريباند كنه و گلش كنه. مثل يه جوك ميموند، چون واسه اون همه گل يه كم زود بود؛ اما هر چي كه بود، خوشحالي بود... ليو تو يه صحنه كه از نيمه ي زمين شروع شد به شكل باورنكردني توپ رو با ختلاف شايد ده سانت زد اونور! از صحنه هايي كه ليو و آگرو رو با هم ميذاشتن خيلي خوشم اومد، جناب آقاي مارادونا زياد به دامادت نبال و درباره ي ليو هم چرنديات نگو؛ البته با عرض پوزش! اون وحشي كه پاي ليو رو زخم كرد، اسمش چي بود؟ ميخواستم بگيرم خفش كنم، بيچاره ليو، تو اون لحظه ترسيدم كه نكنه ليو رو بازم از دست بديم، زبونم لال.من ميدونم كه هيچ وقت نميتونم مثل فوتباليستا باشم و وقتي روم خطا ميكنن زير باد كتك نگيرمشون و بدتر از اون وقتي روي يه هم تيمي مثل كاپتان،اينيستا يا مسي و ژاوي يا هر كس ديگه اي خطا كنن و من اونجا باشم، دقيقا همون عملو تكرار ميكنم. راستي جريان اين ليو و آگيره چي بود؟ چي داشتن به هم ميگفتن؟ خيلي دوست دارم بدونم مثل هزاران چيز ديگه اي كه خيلي دوست دارم بدونم. اون پلا كاردي كه دست اون هواداره بود، منو خيلي خوشحال كرد، براي فهميدن معنيش احتياج به يه مقدار خيلي كم اطلاعات از زبون اسپانياييه چيز ديگه اي يادم نميادع سامي با تيتي تعويض شد و ناراحت بود اما بازم چيزي نگفت و تيتي رو بغل كرد، بعد از اون فقط يادم مياد كه همه بلند شدن و ليو رو بدرقه كردن و به بويان خوش آمد گويي گفتن. گفتم، مثل پدرت عالي بازي كن، اين درخواست مادرته! بعد ديدم كه ويكي توپو گرفت و كاپتان براش دست زد، من كه ميميرم واسه ي همچين صحنه هايي. تا از فكر و خيال كاپتان در اومدم ديدم و تي تي هم رو يه كار قشنگ يه گل قشنگ زده ژاوي با كيتا تعويض شد و من ديگه داشتم ميمردم از خواب(كه تا به حال سابقه نداشته سر بازي بارسا) كه بلاخره سوت پايان بازي رو شنيدم و پريدم تو تخت و هنوز چشمامو نبسته بودم كه داشتم خواب بازي بارسا و اتلتيكو رو ميديدم كه گوارديولا اومد، پويول داشت ميدويد، ژاوي بيست سالش بود و.... اون چند تا نقطه هم ادامه ي مزخرفاتيه كه توي همه ي خوابام ميبينم.
سلااااام خوبين؟من كه شارژ شارژم،هر كي كه طرفدار بارساست مطمئنا از خوشحالي نميتونه نيششو ببنده،به طرز وحشتناكي بر خلاف فصل قبل حق اره به حقذار ميرسه،اميدوارم تا آخر فصل همين جوري ببريم، مساوي هم حتي نكنيم!چه حالي ميده!البته من هميشه اول فصل همين حرفو ميزنم اما اخر فصل معلوم ميشه كه به طرز فجيحي(فجيح با ه يا ح؟)چرت و پرت گفته بودم،اما ميتونم اين خيال خوش رو تو ذهنم داشته باشم.كلي عكس و حرف دارم كه بايد همشونو بگم پس بهتره به جاي چرند گفتن حرف حساب بزنم. بارسا2-1اسپانيول داربي كاتالونيا روز شنبه بود،تو ورزشگاهي كه آخرين داربي كاتالونيا رو به خودش ميديد،من به شدت از اسپانيول و رائول تامودو بدم مياد چون اونا بودن كه دو فصل پيش نذاشتن ما قهرمان بشيم ولي تو اين بازي از لوئيس كارسيا هم متنفر شدم به قول فردوسي پور به خاطر اون حركت موضيانش(موضي با ض/ذ/ ز؟)! ما بايد 6-0 يا 8-0 ميبرديم فقط اگه چيزي به اسم بدشانسي تو سبدمون نداشتيم كه داشتيم. اين داربي همه چيز توش داشت،هر اتفاقي كه بشه تصورشو كرد:كارت زرد،قرمز،گل،توقف به خاطر هوادارا،در كل همه چيز داشت و بيشتر از همه بازي زيبا از سوي بارسا داشت.البته من هيچ وقت تصور نميكردم كه طرفداراي بارسا يه همچين كاري بكنن خدا رو شكر كه هوادارا محروميت ندارن و فقط بايد پول بديم،از ما بارسايي ها انجام دادن اين كارا بعيده اميدوارم يه همچين اتفاقي ديگه هيچ وقت نيفته.هر چند كه بايد گلاي زيادي ميزديم و چيزش هم نميخورديم اما با اين وجود بازم اين برد خيلي بهم چسبيد،خيلي هم زياد چسبيد،دلم حسابي خنك شد البته نذر هاي زيادي هم كردم تا بلاخره برديم.گل اول اسپانيول خيلي نامردي بود و گليه كهمن تا آخر عمرم فراموشش نميكنم،ما حمله كرديم،خوب بازي كرديم،شوت زديم،به تيرك دروازه زديم؛اسپانيولي ها كه داشتن مارو نگاه ميكردن با نامردي هر چه تمام تر گل زدن و به دروازه بان ما هم كارت زرد دادن،نهايت نامرديه و اون حركت گارسيا هم كه نشون داد از مادريديا چيزي كم ندتره و بايد به قوهاي سفيد ملحق بشه،ما بازم خوب بوديم،چيزي بيشتر از خوب بوديم،عالي بوديم،چيزي بيشتر از عالي بوديم،حرف نداشتيم اما يك-هيچ عقب بوديم و بازي تا چند دقيقه ي ديگه تموم ميشد كه تي تي كه از اول گند بازي كرده بود،يه گل زد و بازي مساوي شد؛بويان و سامي هم خيلي مزخرف بازي كردن ولي سام عزيز يه پنالتي گرفت،آخرين ثانيه ي بازي بود؛ليو پشت توپ بود،اين پنالتي به دو دليل خيلي برام اهميت داشت؛يكي اينكه برد بارسا به اون بستگي داشت،دومين دليلشم اين بود كه ليو اونو ميزد و همين دو دليل باعث شد كه قلب با سرعت نور بزنه، واقعا ميترسيدم كه قلبم يه دفعه وايسته و من نتونم بفهمم كه پنالتي گل شده يا نه،به شكل وحشتناكي قلبم تند تند ميزد، تو زندگيم سابقه نداشت كه اينجوري باشه، احساس ميكردم الانه كه قلبم از جاش كنده بشه و بر خلاف هميشه كه چشمامو ميبستم و گوشامو ميگرفتم اين دفعه با چشم و گوش باز داشتم نيگا ميكردم و چه لحظه ي دلنشيني بود وقتي كه توپ بر عكس حركت كامني به سمت راست رفت،رو زمين قل خورد و بر تور بوسه زد چون خيلي وقت بود كه ميخواست گل پيروزي بارسايي باشه كه با حركات قشنگي كه روش انجام داده بودن و اونو خوشحال كرده بودن،اون توپم ميخواست بارسا رو خوشحال كنه؛ آخر سر تعداد شوتها 33-5 بود، زوره كه آدم با اين بازي خوب نبره. با خودم گفتم من كه اينجام و دارم اينجوري از ناراحتي و استرس ميميرم، اونا ديگه بايد چه حالي داشته باشن... واقعا استحقاق برد رو داشتيم،كسي نميتونه مدعي چيزي خلاف اين باشه حتي يه اسپانيولي يا مادريدي فرداش يه داربي ديگه بود،تو ايتاليا بين دو همشهري ميلاني،روني از روي سانتر كاكا با يه ضربه ي سر قشنگ يه گل زد كه تا آخر بازي پا بر جا موند، من يه احساس عجيب تو اين بازي بهم دست داد، من هميشه ميگفتم مهم نيست كه روني كجا بازي ميكنه اون هر جايي باشه ما رو دوست داره و تو قلبش هميشه اسم بارسا هست و اميدوار بودم كه روني رو يه بار ديگه با لباس آبي و اناري ببينم؛اما تو اين بازي يه حس خيلي بد به سراغم اومد؛احساس كردم ديگه تو قلب روني جايي نداريم،حسوديم شد،به همه هواداراي ميلان،به همه ي بازيكناي ميلان،ما ديگه جايي تو قلب روني نداريم؟البته اون حق داره بعد از اون همه زجري كه تو بارسلونا كشيده ديگه ما رو دوست نداشته باشه و ازمون متنفر هم بشه. يعني روني ما رو فراموش كرده؟اون كاپتان دوم ما بود، نبايد اقدر زود همه چيزو به فراموشي بسپاره،من هنوزم دوستش دارم،براش آرزوي موفقيت ميكنم و اونو بهترين بازيكن دنيا ميدونم؛ لنگه ي روني تو دنيا پيدا نميشه... ديشب هم يه بازي تو چارچوب رقابتهاي ليگ قهرمانان اوپا داشتيم كه به لطف ليونل مسي برديم، لسو تا دقيقه ي شصت رو نيمكت بود و ما هم تودقايق آخر نيمه ي اول يه گل خورده بوديم بنابراين به ليو احتياج داشتيم،دقيقه ي 87 اولين گل بارسا رو به ثمر رسوند كه به لطف اشتباه دروازه بان حريف به دست اومد، گل دوم پنج دقيقه بعد يعني در دقيقه ي 92 در دقائق تلف شده ي نيمه ي دوم باز هم توسط مسي به ثمر رسيد،حيف نيست رو نيمكت باشه؟ مسي تو كل بازي هاي اين فصل كه هفت تا بوده،6 تا گل زده؛د. تا تو ليگ قهرمانان و 4 تا تو لا ليگا!روند خوبي داره؛اميدوارم موفق باشه. بازي بعدي بارسا شنبه مقابل تيم دوم مادريد يعني اتلتيكو مادريده كه اين فصل خيلي خوب بازي كرده، اميدوارم ليو گل بزنه تا مارادونا بفهمه ليو از داماد گلش بهتره و بيشتر از اون اميدوارم با يه نتيج هي عالي ببريم، پارسال بازي رفت تو نوكمپ رو 3-0 برديم و بازي برگشت تو ويسنته كالدرون رو 4-2 باختيم،در حالي كه 15 بازي بود نباخته بوديم، تو اون بازي مسي دقايق آخر به بازي اومد كه اكه از اول ميبود اونجوري گند نميزديم، گل روني هم كه تا عمر دارم يادم نميره، يه برگردون فوق العاده و از اون بازي بدشانسي و بد بختيامون شروع شد. بازي بعدي: بارسلونا-اتلتيكو مادريد ، يكشنبه ساعت 23.30 ، ورزشگاه اخصاصي بارسا نيوكمپ 29سپتامبر فرانك ريكارد عزيز 46 ساله شد به همين مناسبت چند عكس و مطلب از فرانكي كه تو شجره نامه ي خيالي من پدرخوندمه! نام كامل:فرانكلين ادموند ريكارد تاريخ تولد:30 سپتامبر 1962(46 سال) محل تولد:آمستردام،هلند قد:190سانتي متر سمت:سرمربي(قبلا هافبك بوده) تيم ها در سالهاي بازيگري به عنوان هافبك: آژاكس،اسپورتينگ پرتقال،رئال زاراگوزا(قرضي)،آث ميلان،آژاكس تيم ملي:هلند(73بازي،10گل) تيمها در زمان مربيگري: هلند،سپارتا روتردام،بارسلونا موفقيتها به عنوان بازيكن: آژاكس: ليگ هلند: 1982.1983.1984.1994.1995 سوپرجام هلند:1993.1994 جام كي ان وي بي :1983.1986.1987 جام برندگان جام اروپا:1987 جام قهرمانان اروپا:1995 آث ميلان: ليگ ايتاليا:1992.1993 سوپرجام ايتاليا:1988.1992 جام اروپاييان:1989.1990 سوپر جام اروپاييان:1989.1990 هلند: قهرمان اروپاييان:1988 به عنوان مربي: بارسلونا: جام قهرمانان اروپا:06-2005 لا ليگا: 2004/2005, 2005/2006 سوپرجام اسپانيا:2005.2006 چند تا عكس ازش: اینم عکسای بارسا تو اوکراینه: تا آپ بعدي باي باي Mes que un club
سلام به همگي!
مدرسه چطور بود؟ما كه چهارشنبه تعطيل شديم و من از اين كار مدرسه مون خيلي خوشم اومد،شنبه هم افطاري داده،از اين كارش خوشم نيومد،چون ساعت هفت كهميريم مدرسه،نه شب بر ميگرديم؛گفتن جباريه،اما توي دنياي من هيچي اجباري نيست،ولي من ترانه م حاليشون ميكنم كه من شامل اونايي كه حرفشون رو بيخود گوش ميكنن نيستم!اما لعنت به يكشنبه ها،دو زنگ رياضي و سه زنگ شيمي!من كه تا آخر سال اين روزا رو غايب ميشم! ميرسيم به بارسا كه منو بدجوري شيفته ي خودش كرده!امروز پنجاه و يكمين سالروز تاسيس نوكمپ باشكوهه،اما جشن تو چهارشنبه كه بازي مقابل رئال بتيس بود برگزار شد،خوش به حال كسايي كه اونجا بودن شاهد پيروزي تيمشون بودن من كه بازيو نديدم، بازم خوش به حال اونايي كه بازي رو ديدن 1.چرا كاپيتان نبود؟من ديدم كه بازوبند كاپيتاني دست چابيه!؟ 2.سامي خيلي مهربونه:گل سومي كه گوديانسن زد،اون رو نيمكت بود و پپ وايساده بود،سامي داد زد و با خوشحالي از جاش بلند شد و يه دونه زد به پپ و داد زد و بعد همديگرو بغل كردن،صحنه اي كه حتما بايد ببينينش تا بفهمين،من از تو شبكه ي اسپانيا ديدم و كلي گريه كردم چون پپ گفته بود سام رو نميخواد.سام بايد قلب بزرگي داشته باشه 3.كسي ميدونست گودي دو تا پسر خوشگل داره؟از تو شبكه ي اسپانيا باز اينو ديدم،دو تا پسر كه خيلي خوشگل بودن،يكيشون تقريبا ۱۰-۹ ساله بود،اون يكيم ۷-۸ ساله!البته من هيچ وقت تو تشخيص سن خوب نبودم،تو نت ميگردم و سعي ميكنم عكس بچه هاشو پيدا كنم و براتون بذارم. 4.گل اول سامي محشر بود،خورد به تير،رفت پايين و اومد بالا و رفت تو تور،مثل پنالتي هايي كه زيدان ميزد. 5.ليو پاس گل دوم بارسا رو كه سامي زد،داد. 6.گل اولي كه خورديم از رو ضربه ي ايستگاهي يي بود كه دقيقا از روي خط محوطه ي جريمه ي ما زده شد،بعدش ويكي كلي سر ديوار دفاعي داد زد. 7.بارسا حتما بايد پويول رو داشته باشه،وگرنه دفاع امني نداره. گزارش بازي: بارسا برای جمع آوری توشه بسته سه امتیازی پیاپی اش در لیگ، بر بتیس غلبه كرده است. با اینكه بارسا دو گل پیش افتاد، بتیس كار را در نیمه دوم برابر كرد اما گودیانسن برای ربودن پیروزی دیر هنگام آماده بود. و اما يه آپ از نوكمپ چون امروز تولد پنجاه و يك سالگيشه، Happy birthday Camp nou! اطلاعاتي مختصر و كوتاه از نوكمپ: محل قرار گرفتن:بارسلونا،اسپانيا بنا كردن:28مارچ سال 1954 افتتاح كردن:24سپتامبر 1957 مالك:اف سي بارسلونا هزينه ي عمارت:288ميليون پستا معمار:فيليپ ميتژانو ميرو،لورنزو گارسيا باربون اخنو جمعيت:98772نفر بعد زمين: 195 در 68 متر موزه ي نو كمپ پربازديد ترين موزه ي ايالت كاتالونياست. در 18سپتامبر سال گذشته،معماري بريتانيايي،نورمان فاستر و يارانش براي بازساخت نوكمپ انتخاب شدند. برنامه شامل ده هزار صندلي ديگر ميباشد كه نيازمند مبلغي بالغ بر 250ميليون يورو مي باشد. نوكمپ در زبان محلي به معناي زمين جديد است. يكي از استاديوم هاي پنج ستاره ي جهان است. بزرگتريتن استاديوم اروپاست. در ابتدا نام اين استاديوم استادي دل اف سي بارسلونا به معناي استاديوم اف سي بارسلونا بوده كه در سال 2007 با راي اعضاي باشگاه به كمپ نو متغير شده است. اینم یه ویدیو از پنجاهمین سالگرد تاسیس نوکمپ(کارتونهای بارسا ملقب به بارسا تونز)
بازي بعدي: داربي كاتالونيا: اسپانيول_بارسلونا ، ورزشگاهلوييس كومپانيز ، ساعت 23:30
|
About![]()
فقط آبی و اناری های واقعی وارد شوند Archivesبهمن 1387آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 Links
سايت رسمي باشگاه |